زیست شناسی -میکروبیولوژی - بیوتکنولوژی
زیست شناسی - کنکور-سوالات تشریحی- مطالب مفید-کامپیوتر-ورزش-تغذیه-هنر
یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ :: 0:54 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۴ :: 15:20 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

── 🔹 مناطق پراکنش: آمریکای شمالی، جنوبی، استرالیا، هاوایی (نه آلاسکا)

── 🔹 مهاجرت:

│ └─ سه نسل پی‌در‌پی ← هزاران کیلومتر بین مکزیک ↔ کانادا

── 🔹 مشخصات مراحل زندگی:

تخم: سبز کم‌رنگ راه‌راه (0.9 × 1.2 میلی‌متر)

لارو: 51 میلی‌متر، نوارهای زرد-سیاه-سفید، زائده در جلو و عقب

شفیره: 28 میلی‌متر، سبز با نقاط زرد

│ └─ بالغ: 76-100 میلی‌متر، نر با نقطه سیاه روی بال

── 🔹 گیاه میزبان: استبرق (Milkweed)

│ └─ تغذیه لارو ← دگردیسی

── 🔹 تعداد نسل:

شمال: ۲ نسل

│ └─ جنوب: تا ۵ نسل

└── 🔹 مکان‌یابی:

└─ نورون‌های حساس به موقعیت خورشید در آسمان


🌿 واژگان کلیدی و معادل انگلیسی:

واژه فارسی

واژه انگلیسی

توضیح کاربردی

مهاجرت

Migration

سفر طولانی از ناحیه‌ای به ناحیه‌ی دیگر برای زادآوری یا بقا

شفیره

Pupa / Chrysalis

مرحله‌ی ثابت بین لارو و بالغ در دگردیسی کامل

استبرق

Milkweed

گیاه میزبان اختصاصی برای تخم‌گذاری و تغذیه‌ی لارو

زائده‌ میلهای

Tentacle-like Appendages

در لارو مونارک برای شناسایی یا دفاع احتمالی

یاخته عصبی

Neuron

یاخته‌های تشخیص‌دهنده موقعیت خورشید در مغز پروانه


📘 نکات ترکیبی با فصل‌های دیگر:

  • ترکیب با فصل رفتار جانوران (زیست ۱۲)مهاجرت، جهت‌یابی با خورشید
  • ارتباط با فصل ۲ زیست ۱۰دگردیسی کامل (Complete Metamorphosis)
  • پیوند با تنوع زیستی (فصل آخر زیست ۱۱): نقش گیاهان خاص در حفظ گونه‌ها
  • پیوند با یاخته و دستگاه عصبی (زیست ۱۲): یاخته‌های عصبی، گیرنده‌های نوری

🧪 سوالات کنکوری، المپیادی، ترکیبی و تحلیلی

تست ترکیبی (کنکور سطح بالا):

۱) کدام عبارت در مورد پروانه مونارک صحیح نیست؟
الف) لارو مونارک، برای رشد نیازمند تغذیه از گیاه خاصی است.
ب) جهت‌یابی در مسیر مهاجرت بر اساس جایگاه خورشید صورت می‌گیرد.
ج) ماده‌ها بلافاصله پس از بلوغ تخم‌گذاری نمی‌کنند تا انرژی لازم را ذخیره کنند.
د) رنگ و ساختار بال، راه تمایز نر و ماده است.

پاسخ صحیح: گزینه ج
🔍 تحلیل: در متن اشاره‌ای به تأخیر در تخم‌گذاری ماده‌ها نشده است؛ برعکس، ماده‌ها در ابتدای بهار بلافاصله پرواز کرده و تخم‌گذاری می‌کنند.


سؤال درست / نادرست:

عبارات زیر را بررسی کنید:
۱. نرهای پروانه مونارک نقطه‌های سفید بیشتری از ماده‌ها روی بال دارند.
۲. شفیره‌ی مونارک پیش از خروج حشره‌ی بالغ، فاقد حرکت است.
۳. تنها در شمال آمریکا پروانه‌ی مونارک دگردیسی کامل دارد.

تحلیل پاسخ‌ها:
۱) غلط – تفاوت نر و ماده در وجود نقطه سیاه روی بال عقب نرها است.
۲) درست – در مرحله شفیرگی، جانور ثابت است.
۳) غلط – در همه‌جا (جنوب و شمال)، دگردیسی کامل رخ می‌دهد، فقط تعداد نسل متفاوت است.


سوال جای‌خالی تحلیلی:

جای خالی را پرکنید:
۱. تخم پروانه مونارک روی گیاه ______ گذاشته می‌شود.
۲. مهم‌ترین ابزار عصبی برای مسیریابی در این گونه، ______ است.
۳. مرحله‌ای که بیشترین تغییر شکل در آن رخ می‌دهد، ______ نام دارد.

پاسخ:
۱. استبرق
۲. یاخته‌های عصبی نورون‌هایی که موقعیت خورشید را حس می‌کنند
۳. شفیره


سؤال تشریحی المپیادی:

چرا مهاجرت پروانه مونارک به سه نسل پی‌در‌پی نیاز دارد؟ چگونه رفتار آن با موقعیت خورشید هماهنگ می‌شود؟

📝 پاسخ نمونه:
زیرا مسیر مهاجرت هزاران کیلومتر است و یک نسل نمی‌تواند تمام مسیر را بپیماید. پروانه‌ها به‌صورت نسل‌به‌نسل مسیر را طی می‌کنند. نورون‌های خاص در مغز پروانه‌ها جایگاه خورشید در آسمان را تحلیل کرده و با ساعت زیستی داخلی تنظیم می‌کنند تا جهت صحیح را تشخیص دهند.


🎯 دام‌های مفهومی رایج:

دام آموزشی

واقعیت علمی

همه‌ی مراحل زندگی یک نسل طی می‌شود

نیاز به ۳ نسل پی‌درپی است

همه‌ی پروانه‌ها مهاجرت دارند

فقط گونه‌هایی خاص مانند مونارک

تخم روی هر گیاهی گذاشته می‌شود

فقط روی گیاه استبرق گذاشته می‌شود


برچسب‌ها: پروانه, مونارک, تست, سوال
شنبه هفتم آبان ۱۴۰۱ :: 0:47 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

حشرات :
۱1. اعضاء رده حشرات از فرمانرو جانوران و از شاخه بندپایان هستند.
۲2. مغز از چند گره عصبی به هم جوش خورده تشکیل شده است.
۳3. طناب عصبی (نخاع) شکمی با مغز و اندام ها در ارتباط است.
۴4. هر قطعه بدنی دارای یک گره عصبی است که ماهیچه های آن قطعه را کنترل می کند.
۵5. حشرات دستگاه گردش خون باز، چشم مرکب، تنفس نایی و اسکلت خارجی کیتینی دارند.
۶6. حشرات از جمعیت های فرصت طلب هستند و اولین جانوران وارد شده به خشکی می باشند.

✓✓ در هر گره عصبی موجود در هر بند حشرات تعداد زیادی جسم سلولی وجود دارد.
✓✓ هر گره عصبی فعالیت های ماهیچه ای آن قطعه را کنترل می کند. پس در هر قطعه حشرات ماهیچه داریم.
✓✓ گره های عصبی (مغز) و طناب عصبی به عنوان دستگاه عصبی مرکزی عمل می کنند و اعصاب محیطی ارتباط آن ها با ماهیچه هی هر گره را فراهم می کند
✓✓ طناب عصبی در حشرات مثل همه بی مهره ها (کرم خاکی، خرچنگ دراز و ...) شکمی بوده ولی در مهره داران طناب عصبی پشتی است.


برچسب‌ها: حشرات
جمعه ششم آبان ۱۴۰۱ :: 20:38 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

. در سر پلاناریا (از کرم های پهن)، مغز کوچکی وجود دارد. مغز پلاناریا از گره های عصبی (توده هایی متشکل از جسم سلول نورون ها) تشکیل شده است. این جانور دو طناب عصبی موازی (دسته هایی از آکسون ها و دندریت ها) دارد که همراه با مغز، دستگاه عصبی مرکزی آن را تشکیل می دهند و از این دو رشته اعصاب کوچک تری منشعب می شوند که دستگاه عصبی محیطی آن را تشکیل می دهند.


برچسب‌ها: پلاناریا

ادامه مطلب ...
جمعه ششم آبان ۱۴۰۱ :: 20:25 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

هیدر از بیمهرهگان بوده، نوعی کیسهتن آبزی است. از دو لایه بافت پوششی مکعبی و استوانهای و یک لایه غشای پایه تشکیل شده است. سر و مغز ندارد و دستگاه عصبی آن بهصورت شبکه عصبی فاقد جسم سلولی است. هیدر معمولا به سنگها متصل شده و به آهستگی حرکت میکند. تولید مثل هیدر معمولا غیر جنسی و با روش جوانهزنی است ولی در شرایط نامساعد با تولید مثل جنسی نیز تکثیر مییابد. تنفس هیدر بر اساس انتشار ساده است و ماده دفعی آن آمونیاک است.
هیدر جانوری صیاد است که یک کیسه گوارشی با یک سوراخ دارد که هم بهعنوان دهان و هم مخرج از آن استفاده میکند. به این ترتیب جهت حرکت مواد در کیسه گوارشی هیدر دو طرفه است.
هیدر قبل از وارد کردن غذا به درون کیسه گوارشیاش ابتدا شکار خود را با نیش سمی میکشد و سپس با بازوهای خود آن را به سمت دهاناش هدایت میکند. صید هیدر میتواند موجودات مختلف از جمله سختپوستان (مثل دافنی) باشد.


برچسب‌ها: زیست یازدهم, هیدر, گوارش, دستگاه عصبی

ادامه مطلب ...
دوشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۸ :: 20:20 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

ژنتیک باکتری ها

    از دیدگاه ژنتیکی یکی از خصوصیات تمام اشکال حیات، ثبات عمومی یا مشابهت در صفات زاده ها و والدین است. زیرا صفات ارثی در حین انتقال ثابت می مانند. به هر حال علاوه بر توارث صفات که موجب ثبات گونه ها میشود، در زاده ها تغییراتی نیز بروز می کند. این تغییرات با دو خاصیت اصلی سلول یعنی ژنوتیپ و فنوتیپ رابطه دارد. ژنوتیپ عبارت است از ریخت ژنتیکی یک موجود و فنوتیپ عبارت است از تظاهر ژنوتیپ یاخته یا ارگانیسم بصورت صفات قابل مشاهده. تغییرات فنوتیپی ممکن است ناشی از تغییرات در ژنوتیپ باکتری باشد. تغییرات ژنوتیپی به یکی از صورت های کلی زیر ایجاد می شود:

    جهش (موتاسیون = Mutation)

    نوترکیبی (Recombination)

 

جهش

    جهش یا موتاسیون عبارت است از تغییر ردیف نوکلئوتیدهای یک ژن. این تغییر موجب پیدایش یک ژنوتیپ جدید می شود. به اورگانیسمی که آثار جهش را در خود نشان دهد جهش یافته یا موتانت (mutant) گویند. موتاسیون ها وقایعی هستند که به ندرت و بطور اتفاقی می افتند. در جهان باکتری ها از میان یک میلیون تا صد میلیون باکتری، یکی ممکن است دستخوش موتاسیون گردد.

انواع موتاسیون ها

    دو نوع معمول موتاسیون عبارت است از:

    موتاسیون نقطه ای (Point Mutation)

    موتاسیون برهم زننده ي کدها (Frame shift Mutation)

 

موتاسیون نقطه ای:

    اگر در یک ردیف بازهای یک ژن، یک نوکلئوتید خاص جانشین نوکلئوتید دیگر شود، موتاسیون نقطه ای بوجود می آید. در موتاسیون نقطه ای اگر یک باز پورین (مثل آدنین) جایگزین باز پورین دیگری (گوانین) شود و یا باز پیریمدین (تیمین) جای باز پیریمیدین دیگری (سیتوزین) را بگیرد، موتاسیون نقطه ای از نوع Transition است.

    جایگزینی یک پورین به جای پیریمیدین و بالعکس را موتاسیون نقطه ای Transversion می گویند. هر موتاسیون نقطه ای در اثر تغییری که در یک جفت از بازهای یک ژن و معمولا در یکی از رمزهای RNA پیامبر ایجاد می کند، موجب پیدایش یکی از حالات زیر می شود:

    1- باعث ورود یک اسیدآمینه نامربوط (اشتباه) در زنجیره ي پروتئینی می شود و چنین پروتئینی ممکن است در مقایسه با پروتئین طبیعی، کمتر فعال و یا غیر فعال باشد. این نوع موتاسیون را Missence  می نامند.

    2- باعث پیدایش کد اختتام در RNA پیامبر می شود که سنتز پلی پپتیدی کوتاه تر از حد معمول و بنابراین ناقصرا به دنبال دارد. این نوع موتاسیون را Nonsence می نامند.

    3- با آن که یکی از سه نوکلئوتید یک رمز را تغییر می دهد ولی اسیدآمینه نامربوط وارد رشته پروتئینی نمی شود. علت این امر آنست که بعضی از اسیدآمینه ها بیش از یک رمز دارند و لذا رمز تغییر یافته، می تواند یکی دیگر از رمزهای اسیدآمینه ي مربوطه باشد. به این موتاسیون ها، خنثی (Neutral) گفته می شود.

موتاسیون برهم زننده ي کدها:

    اگر به ردیف نوکلئوتید های یک ژن یک نوکلئوتید اضافه شود ویا یک نوکلئوتید کاسته شود، تمام رمزهای موجود در RNA پیامبر به هم می خورد. علت این امر آن است که ترجمه ي رمزها از يك نقطه و در يك جهت مشخص RNA پیامبر ( از رمز AUG ) شروع می شود و به صورت واحد های سه نوکلئوتیدی ( که همان رمزهای اسیدآمینه باشند ) جلو می روند. حال اگر یک نوکلئوتید اضافی در میان رمزها واقع شود، رمزهای بعد از نوکئوتید اضافه شده، به اندازه ي یک نوکلئوتید به جلو کشیده می شود و در نتیجه ماهیت ( نوع ونظم ) همه ي رمزها عوض می شود.

    کم شدن یک نوکلئوتید از ردیف نوکلئوتیدهای یک ژن نیز چنین حالتی را بوجود می آورد. منتهی جهت به هم خوردن نظم رمزها در خلاف جهت قبلی است. این گونه موتاسیون موجب سنتز پروتئین های غیر فعال می شود، چون ردیف کاملا جدیدی از اسید آمینه در پروتئین بوجود می آید.

چگونگی وقوع موتاسیون

    موتاسیون ها در اغلب اوقات به هنگام همانندسازی DNA به وقوع می پیوندند. بعضی از موتاسیون ها حاصل صدماتی است که در اثر پرتوهای ماوراء بنفش و پرتوهای یونیزان به سلول وارد می شود. چون این عوامل از اجزاء لاینفک محیط هستند ( مثلا پرتو ماوراء بنفش از اجزاء نور خورشید است)، احتمالا موجب وقوع بسیاری از موتاسیون های خودبه خودی می باشند.

    با این وصف می توان سرعت وقوع موتاسیون را با استفاده از چنین پرتوهایی افزایش داد. هر عاملی که وقوع موتاسیون را با استفاده از چنین پرتوهایی افزایش دهد موتاسیون زا ( Motagen ) خوانده می شود. موتاسیون هایی که در اثر استفاده عمدی از مواد موتاسیون زا بوجود می آیند، موتاسیون های القایی  Induced Mutation )) نام دارند. موتاسیون های القایی ممکن است از نظر سرعت وقوع با موتاسیون های خودبخودی ( طبیعی ) تفاوت داشته باشند نه از نظر نوع موتاسیون. بعنوان مثال، اشعه ماوراء بنفش هم در شرایط طبیعی ایجاد موتاسیون می کند و هم در شرايط آزمایشگاهی، ولی تعداد موتاسیون در شرایط آزمایشگاهی بیشتر است، چون از دوز قویتر پرتوها استفاده شده است.

   پرتوهای یونیزان همچون اشعه ي ایکس و گاما می توانند با ايجاد یونهای رادیکالی همچون – OH و H + ، بسیاری از پیوندهای شیمیایی را تغيير و باعث شکسته شدن زنجیره يDNA شوند. پرتوهای ماوراء بنفش آسیب عمده ي خود را از طریق تشکیل دایمرهای پیریمیدین و بویژه دایمرهای تیمین، وارد می سازنند.

    علاوه بر پرتو های ایکس، گاما و ماوراء بنفش، موادشیمیایی متعددی نیز موجب وقوع موتاسیون می شوند. این مواد را بطور کلی می توان به دودسته تقسیم کرد.

    دسته اول : موادی هستند که بطور شیمیایی با بازهای DNA ترکیب می شوند و موجب تغییر شیمیایی آنها می گردند.«اسید نیترو» که موجب حذف گروه های آمین بازها می شود، مثالی از این دسته مواد شیمیایی به شمار می رود.

    دسته دوم : شبیه بازها هستند. این مواد در DNA جای باز اصلی را می گیرند ولی چون مانند بازهای اصلی نمی توانند پیوندهای هیدروژنی طبیعی تشکیل دهند، موجب پیدایش اشتباهاتی در امر همانند سازی می شوند که به وقوع موتاسیون منجر می شود.

نحوه اصلاح موتاسیون ها

    هر چند که پرتوهایی نظیر پرتو ماوراء بنفش و پرتوهای یونیزان و نیز بعضی از مواد شیمیایی به مولکول DNA آسیب می رسانند، ولی خوشبختانه سلول ها واجد آنزیم هایی هستند که می توانند آسیب های وارده را ترمیم کنند. بسیاری از باکتری ها و مخمرها دارای مکانیسم های تعمیری خاصی هستند که بوسیله نور آبی موجود در طیف نور مرئی فعال می شود و ضایعات حاصله از پرتو ماوراء بنفش را ترمیم می نمایند. این مکانیسم را اصطلاحا«Photoreactivation Mechanism» می گویند. در این مکانیسم، آنزیم خاصی بوسیله ي نور آبی فعال می شود و به دایمر تیمین می چسبد، سپس پیوندهای ایجاد شده بین دو باز را پاره می کند و به این نحو موتاسیون ترمیم می گردد. پس از ترمیم، آنزیم فوق از DNA جدا می شود.

    بعضی از باکتری ها دارای «اگزونوکلئازها» و «آندونوکلئازهای» خاصی هستند که بوسیله ي«آندونوکلئاز» می توانند قطعات آسیب دیده ي DNA را بریده و توسط «اگزونوکلئاز» آن را خارج نمایند. سپس آنزیم دیگری به اسم «DNA پلی مراز» با افزایش نوکلئوتیدهای درست، جای قطعه خارج شده را پر می کند و آنگاه «DNA لیگاز» پارگی ها را به هم متصل می کند.

 



ادامه مطلب ...
سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ :: 12:22 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی
 

حدود ٧٠٠ ماهيچه اسكلتي در بدن انسان هست كه اغلب بيشترشان با داشتن زردپي به استخوان متصل و باعث كشيده شدن و حركت استخوان مي شوند ولي بعضي در حركت استخوان نقش ندارند مانند اسفنكتر هاي مخطط كه ارادي هستند مانند اسفنكتر مجراي ادراري ، دفعي به استخوان متصل نيستند و زردپي نيز ندارند يا ماهيچه اسكلتي چشم كه چشم را باز و بسته مي كند و يا ماهيچه هاي صورت كه موجب تغيير قيافه مي شوند . ماهيچ زبان نيز از اين نوع ماهيچه ها هستند.


برچسب‌ها: ماهيچه اسكلتي, ماهیچه های اسکلتی که به استخوان متصل نیستند
دوشنبه نهم اسفند ۱۳۹۵ :: 10:11 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

موتورهای مولکولی:

سه خانواده از موتورهای مولکولی شامل میوزین، کینزین، و دینئین می باشند. میوزین موتور پایه ای اکتین بوده و در انقباض ماهیچه دخالت دارد. کینزین و دینئین موتورهای پایه ای میکروتوبول می باشند و هر دو در انتقالات درون سلولی، حرکت وزیکول ها یا سازمان دادن اسکلت سلولی دخالت دارند. این موتورها از ATP به عنوان منبع انرژی استفاده می کنند. مصرف ATP در میوزین و کینزین مشابه است، ولی دینئین به خاطر ساختار متفاوت، از مکانیسم متفاوتی استفاده می کند.

میوزین:                                                                                                                                                          

در ژنوم انسان هجده کلاس میوزین و به طور کلی بیش از 30-20 ژن برای میوزین، یا پروتئین های شبه میوزین شناخته شده است.

میوزین 1:                                                                                                                                              

یک پروتئین با وزن مولکولی پایین است که دارای یک بخش دمی غنی از اسیدهای آمینه بازی بوده و به فسفولیپیدهای آنیونی در غشاء سلولی متصل می شود. همچنین یک دومن غنی از گلیسین، پرولین و آلانین (دومن GPA) در قسمت دم دارد که اتصال به اکتین را تسهیل می کند. آن ها در ناحیه گردن نزدیک به سر دارای موتیف های مختلف اتصال به کالمودولین (IQ) می باشند، که با مولکول های شبه کالدسمون (پروتئین متصل شونده به کمپلکس کلسیم-کالمودولین در عضله صاف) برهمکنش داده و آن ها را تنظیم می کند. این کلاس از میوزین ها در برهمکنش های غشاء-غشاء دخالت داشته و در پرزهای روده کوچک عمل می کند. این میوزین ها در جابه جایی و انتقال وزیکول های مشتق شده از گلژی نیز ممکن است دخالت داشته باشد.                                                                                         


برچسب‌ها: موتورهای مولکولی

ادامه مطلب ...
دوشنبه نهم اسفند ۱۳۹۵ :: 10:9 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی
 

رومبوسيت ها يا پلاكتها

 

سلولهاي كوچك به قطر 2تا 4 ميكرون ،بيضي شكل و بدون هسته هستند .داراي ميتوكندري هستند . ويژگي هاي خاص پلاكت ها عبارت است از :

-وجود سيستم ميكروتوبولي (لوله هاي فوق العاده ريز )كه از پروتئين هاي انقباضي (اكتين و ميوزين )تشكيل شده اند . كه به حركت و تجمع پلاكتها كمك مي كند .

-يك سيستم كاناليكولار (مجاري كوچك )كه با بيرون سلول در ارتباط است .اين سيستم به فرورفتگي هاي غشاء پلاسمايي مي پيوندد و باعث تسهيل در آزاد سازي مولكولهاي ذخيره شده در پلاكت ميشود .

سيتوپلاسم پلاكت داراي دو نوع گرانول (دانه )است .

گرانول دلتا با قطر 250 تا 300 نانومتر حاوي يونهاي كلسيم ، پيروسولفات ، ADP ، ATP ، سروتونين ،اپي نفرين وساير  نوكلئوتيد هاي آدنين دار هستند .

گرانولهاي آلفا شامل چند پروتئين نظير عامل رشد پلاكتي ،فيبرينوژن ،عوامل انعقادي و پروتئين هاي اختصاصي پلاكتي هستند .

در بعضي منابع فيزيولوژي نوع ديگري از گرانول هاي كوچك به نام لاندا را معرفي مي كند كه قطر 175تا 250 نانومتر دارند و داراي آنزيم هاي ليزوزومي است .

تعداد طبيعي پلاكت ها بين 250000 تا 300000 در هر ميلي متر مكعب خون است . مدت عمر پلاكت به طور متوسط 9 روز است و در طحال تخريب مي شوند . پلاكت ها در طحال به عنوان منبع ذخيره اقامت دارند .در هنگام خونريزي و ترشح اپي نفرين ، اين ذخيره وارد گردش خون مي شود .

 

تشكيل پلاكت :

 

توليد پلاكت ها به تعداد پلاكتهايي كه در طحال تخريب و نا بود مي شود ،بستگي دارد.موادي كه از پلاكت هاي تخريب شده آزاد ميشود ،خود باعث تحريك ساخته شدن پلاكت ها مي شود .سلولهاي بنيادي غير متعهد در مغز استخوان با تحريك عوامل رشدكلني (colony )به سلول بنيادي متعهد تبديل مي شود . تمايزبيشتر مگاكاريوسيت ها (سلولهاي سازنده پلاكت ) نياز به اينترلوكين (interleukin3 ) دارد.مگاكاريوسيت ها به قطعات  پروتوپلاسمي شكسته شده و پلاكت ها را به وجود مي آورند .

 

اعمال پلاكت ها:

-تشكيل ميخ پلاكتي

-آزاد كردن مواد تنگ كننده رگ

-كمك به انعقاد خون

-جمع شدن لخته

-ترميم بافت پوششي آسيب ديده رگ

 

تشكيل ميخ پلاكتي :

وقتي يك رگ خوني آسيب مي بيند ،پلاكت ها به كلاژن بي حفاظ رگ مي چسبد .چسبندگي پلاكت به محل آسيب به وسيله عامل يا فاكتور فون ويلبراند( داخل سيتوپلاسم پلاكت وجود دارد .) آسان مي شود اين عامل در ديواره پلاكت ها همچنين در ديواره داخلي بافت پوششي رگ خوني ايجاد مي شود .همين كه پلاكت ها به كلاژن چسبيدند با آزاد شدن محتويات پلاكتها مانند ADPو عامل فعال كننده پلاكت ،چسبندگي بيشتري بين پلاكت و محل آسيب ديده ايجاد مي شود .اين موضوع منجر به تجمع بيشتر پلاكتها به روي بافت پوششي آسيب ديده رگ ميشود .ترومبوكسان A2 يك عامل قوي و نيرومند جهت تجمع پلاكتي است .ساخته شدن ترومبوكسان A2 با ورود يون كلسيم به داخل سلول آسان  مي شود .تجمع پلاكت ها ،باعث ايجاد يك پلاگ در محل آسيب ديده شده و زخم را درز  گيري و مهر و موم مي كند .و خونريزي را متوقف مي كند .آنزيم آندوپروكسيداز در بافت پوششي رگ باعث ساخته شدن پروستا -سيكلين مي شود كه تجمع پلاكتي را محدود مي كند .حال نوبت به آزاد شدن محتويات پلاكت در محل آسيب ديده در رگ خوني مي شود .(داروهايي مثل آسپرين كه به طور روزانه 75 تا 100 ميلي گرم در روز تجويز مي شود باعث مهار ترومبوكسان شده و از تجمع توده پلاكتي جلو گيري مي كند .بدون اختلال در توليد پروستاسيكلين ايجاد كند .)پس آسپرين در مقادير كم به پيشگيري از سكته قلبي آنژين قلبي ناپايدار ، سكته مغزي و حملات ايسكمي زود گذر كمك مي كند . سروتونين و ترومبوكسان A2 موجب چسبيدن پلاكتها و همچنين تنگ  شدن رگ مي شود . در طول تجمع پلاكت ،فاكتورهايي از پلاسماي خون و پلاكت هاي رگ  آسيب ديده آزاد مي شود كه باعث فعال شدن پروتئين هاي انعقادي و تشكيل فيبرين مي گردد.رشته هاي فيبرين شبكه اي سه بعدي را تشكيل داده و سلولهاي خوني در آن به دام مي افتند ولخته خون يا ترومبوز ايجاد مي شود .

اگر كمبود پلاكت وجود داشته باشد خونريزي هاي متعدد كوچك زيرپوستي و مخاطي ايجاد مي شود .كاهش تعداد پلاكت ها كمتر از 50000 در ميكروليتر را ترومبوسيتوپني و افزايش تعداد پلاكت ها بالاتر از 600000 در ميكروليتر را ترومبوسيتوز مي نامند .

 

منابع :فيزيولوژي پزشكي دكتر مجيد خزايي


برچسب‌ها: رومبوسيت ها يا پلاكتها
جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ :: 4:49 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی
 

رشد و نمو اندام

بررسی‌های مولکولی برای شناسایی اندام‌های گل در درک بعضی از گونه‌ها نسبتا خوب به نظر می‌رسد. در یک مدل ساده، تعامل فعالیت‌های سه ژن در یک روش ترکیبی، هویت رشد و نمو اندام پری موردیا را داخل مریستم گل مشخص می‌کند. این ژن‌ها را، ژن‌های عملکردی A، B و C می‌نامند. در اولین حلقه گل فقط ژن A بیان می‌شود که منجر به تشکیل کاسبرگ می‌شود. در حلقه دوم هر دو ژن A و B بیان می‌شوند که منجر به تشکیل گلبرگ می‌شوند. در حلقه سوم، ژن‌های B و C تشکیل پرچم را باعث می‌شوند و در مرکز گل ژن C به تنهایی باعث رشد برچه‌ها می‌شود. این مدل بر اساس مطالعات انجام شده روی جهش هموتیک در رَشادی گوش‌موشی و گل میمون Antirrhinum majus می‌باشد. به عنوان مثال، زمانی که عملکرد ژن B از دست می‌رود، گل‌های جهش یافته با کاسبرگ‌ها در حلقه اول بطور معمول تولید می‌شوند، همچنین در حلقه دوم نیز، به جای گلبرگ طبیعی قرار می‌گیرند. در حلقه سوم عدم عملکرد ژن B و وجود عملکرد ژن C حلقه چهارمی ایجاد می‌شود که منجر به تولید برچه‌ها در حلقه سوم نیز می‌شوند. به مدل ABC رشد گل نگاه کنید.

 

بیشتر ژن‌های اصلی در این مدل متعلق به باکس ژن‌های MADS و فاکتورهای رونویسی هستند که بیان ژن‌های خاص برای هر عضو گل را تنظیم می‌کنند.


برچسب‌ها: مدل ABC رشد و نمو گل
جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ :: 4:28 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

برچسب‌ها: جهش

ادامه مطلب ...
جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ :: 0:23 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

 

1- مقدمه

واژه آپوپتوز براي اولين بار در سال 1972 ميلادي توسط محققي بنام كر 1 جهت توصيف مرگ فيزيولوژيك سلولي بر اساس تغييرات مورفولوژيكي و تمايز آن از نكروز معرفي شد.(1)آپوپتوز كلمة يوناني است و به معني برگ ريزان مي باشد . اغلب منابع دو واژة آپوپتوز و مرگ برنامه ريزي شدة سلول را مترادف هم به كار برده، عده اي ديگر نيز آپوپتوز را مهمترين نوع مرگ برنامه ريزي شدة سلولي قلمداد كرده اند. اين محققان مرگ برنامه ريزي شدة سلولي را به صورت يك عنوان كلي جهت بيان و توصيف مرگ فيزيولوژيك سلولي به كار برده و آن را برحسب عامل ايجاد كنندة مرگ سلولي، مكانيسم عمل، تغييرات مورفولوژيك و بيوشيميايي به دو نوع مرگ برنامه ريزي شدةآپوپتوزي 2 و مرگ برنامه ريزي شدة غيرآپوپتوزي 3 تقسيم بندي مي نمايند. ( 2)

آپوپتوز مرگ فيزيولوژيك سلولي است كه در شرايط طبيعي سبب حذف سلول هاي پير، آسيب ديده، اضافي و مضر مي شود و براي تكامل و هوموستاز بافتي ضروري است . آپوپتوز خود در ترميم و نوسازي بافتي و نيز حذف سلول هاي واكنشگر نقش دارد. ( 3) هرگونه اختلال در روند آپوپتوز، منجربه بيماري مي شود كه مي تواند ناشي از كاهش مرگ سلولي

باشد كه منجر به ايجاد و رشد سلول هاي سرطاني و يا اختلالات خود ايمني مي گردد. بالعكس افزايش غير طبيعي مرگ سلولي در بيماري هايي نظير اختلالات نورودژنراتيو و ايدز ديده مي شود .( 4) داروهاي شيمي درماني سبب القاء آپوپتوز در

سلول هاي سرطاني مي شوند.(5-7)

2-آپوپتوز و نكروز:

دو مكانيسم اصلي مرگ سلولي عبارتند از : آپوپتوز ونكروزكه اين دو با هم تفا وت هايي دارند(  3و 8و 9 )كه مي توان به شرح زير خلاصه كرد:

-          آپوپتوز مرگ فيزيولوژيك سلولي است و در طي تحريكات خاصي اتفاق مي افتد . در حالي كه نكروز مرگ پاتولوژيك سلول بوده و در طي آسيب هاي شديد به سلول از قبيل هيپوكسي، هيپرترمي و سموم خارجي، اين نوع مرگ سلولي اتفاق مي افتد. نكروز فرايند غير فعال است و در غيابATP نیز اتفاق می افتد ، در حالي كه فرايند آپوپتوز  فعال بوده و به انرژي وابسته است.

-          درفرايند آپوپتوز سلول چرو كيده و كوچك مي شود در حاليكه در نكروز سلول متورم و بزرگ مي شود.

-          در آپوپتوز غشاء سيتوپلاسمي به صور ت اجسام آپوپتوتيك درمي آيند ، د ر حالي كه در نكروز غشاء تخريب مي شود و سبب آزاد شدن محتويات داخل سلولي ميشود.

-          ارگانلهاي سيتوپلاسمي در فرايند آپوپتوز دست نخورده باقي مي مانند، در حالي كه در نكروز تخريب مي شوند.

-           - تراكم كروماتين و قطعه قطعه شدن آن در روند آپوپتوز مشاهده مي گردد.

- در بافت وقوع نكروز همراه با واكنش هاي التهابي است، درحالي كه آپوپتوز بدون التهاب رخ ميدهد.

 

 

 

3- مسير هاي آپوپتوزي


برچسب‌ها: آپوپتوز, مرگ برنامه ريزي شده سلول

ادامه مطلب ...
جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ :: 0:13 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی

در دوران كامبرین و میلیون ها سال پس از آن، حیات فقط در دریا ها وجود داشت چون اشعه ماورای بنفش خورشید زندگی را در خشكی ها ناامن كرده بود ولی این مشكل با پیدایش سیانو باكتری اكسیژنی كه توسط سیانو باكتری ها تولید می شود پس از برخورد به اشعه ماورای بنفش به مولكول اوزون تبدیل می شود و كم كم لایه اوزون را به وجود آورد. بدین صورت امكان زندگی در خشكی برای جانوران محیا شد و به مرور زمان گونه های مختلفی از جانوران و گیاهان زندگی خود را بر سطح خشكی آغاز كردند. سیانو باكتری‌ها نخستین سلول‌های فتوسنتزكننده بوده‌اند. استروماتولیت‌ها گواهی بر این ادعا هستند. 
استروماتولیت‌ها ساختارهایی گنبدی شكل هستند كه در آن‌ها سیانوباكتری‌ها جای دارند. قدمت آن‌ها، به بیش از 3 میلیارد سال می‌رسد.

ویژگی های عمومی سیانو باکتری ها

سیانو باکتری ها بسیار کوچک هستند و از چند میکرون بیشتر تجاوز نمی کند. توليد مثل جنسي ندارند و تنها به روش غيرجنسي و تقسیم دوتایی تكثير مي‌شوند و در برخی موارد با تشکیل هورموگونیوم (اسیلاتوریا) نیز تکثیر می شوند. دارای کلروفیلa  بوده و فتواتوتروف هستند.

در کنار کلروفیل a دارای رنگیزه های کمکی دیگری  به نام های فیکوسیانین، آلوفیکوسیانین و فیکواریترین می باشند. در سیتوپلاسم این باکتری ها اجزای فتوسنتز کننده موسوم به تیلاکوئید وجود دارند که در سطح آنها ذرات حاوی رنگدانه یافت می شوند. سیتوپلاسم در سیانوباکترها شامل سیتوپلاسم درونی و بیرونی است. دارای سلول های تثبیت کننده ازت ( هتروسیست) و یک نوع سلول دیگر به نام اکینت (سلولهای مقاوم تولید مثلی) هستند. سیانوباکتری ها را بیشتر در اقیانوس ها می توان یافت اما آنها در آب های شیرین دریاچه ها و نیز در مناطق خشک و لم یزرع هم رشد می کنند. در واقع می توان گفت در هر جایی که تصورش را کنید، دیده می شوند. تعداد کمی از گونه های این جلبک در داخل گلسنگ ها، گیاهان، انواع تک یاخته ها و اسفنج ها رشد می کنند و به میزبان خود، انرژی می رسانند. سیانوباکتری ها از لحاظ تولید اکسیژن در آب های شیرین و شور و همچنین از لحاظ تثبیت نیتروژن هوا، به ویژه در آب های کم نیتروژن اهمیت زیادی دارند. نیتروژن حاصل از فعالیت سیانوباکتری ها نقش مهمی در چرخه پروتئین سازی اکوسیستم ها دارد. سیانوباکتری ها در محیط هایی با pH خنثی و قلیائی رشد می کنند و در محیط هایی با pH اسیدی رشد محدود دارند بنابراین سیانوباکتری ها را کمتر می توان در اطراف چشمه های آب معدنی گوگرد دار مشاهده کرد. آنها می توانند شوری را تحمل نمایند و در دریاچه های آب شور نیز مشاهده می شوند.

جلبک های سبز-آبی یا همان سیانوباکتری ها سه تیپ سلول دارند:

·        سلول های رویشی          

·        سلول های هتروسیست    

·        اسپورها


برچسب‌ها: سیانو باكتری

ادامه مطلب ...
دوشنبه بیستم دی ۱۳۹۵ :: 20:24 ::  نويسنده : غلام عباس کاظمی
 

 

امروز قصد داریم تا آناتومی یکی از اعضای مهم بدن انسان یعنی قلب را بررسی کنیم.

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.
آناتومی قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰٫۴ درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند.

حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).
شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند.

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود.

از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند .

وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد.

وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند.

در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).

در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد.

در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

دستگاه قلبی ـ عروقی وظیفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اکسیژن و مواد غذایی را به بافت های بدن حمل می کند و مواد زاید را از آنها می گیرد. قلب یک عضو توخالی و عضلانی است که تقریباً در هر دقیقه یک بار و در مواقع ورزش با سرعت بیشتر، همه خون بدن تقریبا (ً۵ ‌لیتر )را به سراسر بدن پمپ مـی کند. خون در داخل شبکه ای از رگ ها که به تـمام قسمت های بدن می رسد جریان

 


برچسب‌ها: قلب انسان, کرونر, رگ

ادامه مطلب ...
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
پيوندها
لینک های مفید


<...!اين کد را به قالب وبلاگ خود اضافه کنيد. در ضمن حتما اين کد را به اخر ويرايش قالب خود اضافه کنيد...>


 

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در این سایت

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک